
وقتی که پاییز می شه ، ماآدمها خوشمون میاد که پا رو برگها بزاریم و صدای خش خش اونا رو بشنویم و لذت ببریم.برگ یه روز تمام زندگی درخت بوده ! همه عشقش و همه امیدش! درخت همه شیره جونش رو به برگ می داد تا سبز بمونه و ازش جدا نشه ! آب و باد و خاک و همه و همه به درخت کمک میکردند و برگ زندگی شاهانه ای داشت.خستگی تو کارش نبود ! چون هر وقت که دلش میگرفت دستش رو دراز می کرد و خدا رو ...
ادامه مطلب